من به اعضای تنم مدیون خواهم شد
به دستهایم
که دیگر دستی آنها را نخواهد فشرد
به چشمهایم
که به در خشک می شوند و تا ابد کسی
نخواهد آمد
به پاهایم
که معطل میمانند غروبها را چه کنند
به احساسم
امان از احساسم
و باز به دستهایم که...
و باز به چشمهایم که...
برچسب:
نویسنده: آوا قربانی